<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>گل های داوودی</title>
		<link>https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>نزول لاهوتیان به ناسوت</title>
			<link>https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/نزول-لاهوت-ان-به-ناسوت</link>
			<pubDate>23:45:00 +0330 پنجشنبه، 21 دی 1391</pubDate>			<dc:creator>قره سوفلو</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">43435@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;آن شب آسمان رنگی به سیاهی دل کافران ، به خودگرفته بود. آنقد تیره که کسی نفهمید آنچه از آن میبارد چیست؟ شاید با خود اندیشه کردند که دارد شهاب میبارد؟! اما هیچکس نفهمید که این نور، نور لاهوتیانی است که به سمت ناسوت می آیند!!! خدایا مگرچه شده که اینها به زمین می آیند؟ این صدای کیست که فریاد میزند:( &lt;span style=&quot;font-size: large;&quot;&gt;قم یا ابتا والله&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; ). &lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;این صدا برای مدینه غریبه است اما سوز غریبی دارد! کسی نفهمید که بعد ازین قرار است مدینه هر روز این صدا را بشنود. اما من میشناسم این صدا را با آنکه قرنها از آن فاصله دارم! آخر این صدایی است که بار ها در گوش زمان پیچیده است. صدایی است که در اعماق وجود هر انسانی ریشه دارد. &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;این صدا &lt;/span&gt;، &lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;صدای فاطمه است. دختر آخرین پیامبر که در سوگ پدر فریاد میزند. &lt;/span&gt;چه&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt; کسی میداند چه گذشت بر فاطمه &lt;/span&gt; &lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;درشب فوت پدر. آن شب پروردگار ،  فرشتگانی را به زمین به خانه پیامبر فرستاد تا هم تسلای خاطری برای فاطمه باشند و هم روح حبیبش را به ملکوت اعلا به نزد خالق بی همتا ببرند. سال ها بعد صدای فاطمه بار دیگر در این شب شنیده شد اما از ورای این جهان. این بار او همنوای با لاهوتیان بود. این بار فاطمه  در غم غربت فرزندش&lt;/span&gt; &lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;فریاد شیون برآورده بود. &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;خدای را به قضاوت میخوانم که چه گذشت بر فاطمه؟!&lt;/span&gt; &lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;آنگاه که در گودال قتلگاه، برای بار سوم فریاد برآورد&lt;span style=&quot;font-size: large;&quot;&gt;:(یا بنیً&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;)&lt;/span&gt;.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: x-large;&quot;&gt;السلام علیک یا اهل البیت النبوًة&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: x-large;&quot;&gt;السلام علیک یا رسول الله، السلام علیک یا حسن بن علی ایًها المجتبی یاابن رسول الله، السلام علیک یا ثارالله، &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: x-large;&quot;&gt;یا وجیهان عند الله اشفعی لنا عندالله&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/نزول-لاهوت-ان-به-ناسوت&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-size: medium;">آن شب آسمان رنگی به سیاهی دل کافران ، به خودگرفته بود. آنقد تیره که کسی نفهمید آنچه از آن میبارد چیست؟ شاید با خود اندیشه کردند که دارد شهاب میبارد؟! اما هیچکس نفهمید که این نور، نور لاهوتیانی است که به سمت ناسوت می آیند!!! خدایا مگرچه شده که اینها به زمین می آیند؟ این صدای کیست که فریاد میزند:( <span style="font-size: large;">قم یا ابتا والله</span></span> ). <span style="font-size: medium;">این صدا برای مدینه غریبه است اما سوز غریبی دارد! کسی نفهمید که بعد ازین قرار است مدینه هر روز این صدا را بشنود. اما من میشناسم این صدا را با آنکه قرنها از آن فاصله دارم! آخر این صدایی است که بار ها در گوش زمان پیچیده است. صدایی است که در اعماق وجود هر انسانی ریشه دارد. </span><span style="font-size: medium;">این صدا </span>، <span style="font-size: medium;">صدای فاطمه است. دختر آخرین پیامبر که در سوگ پدر فریاد میزند. </span>چه<span style="font-size: medium;"> کسی میداند چه گذشت بر فاطمه </span> <span style="font-size: medium;">درشب فوت پدر. آن شب پروردگار ،  فرشتگانی را به زمین به خانه پیامبر فرستاد تا هم تسلای خاطری برای فاطمه باشند و هم روح حبیبش را به ملکوت اعلا به نزد خالق بی همتا ببرند. سال ها بعد صدای فاطمه بار دیگر در این شب شنیده شد اما از ورای این جهان. این بار او همنوای با لاهوتیان بود. این بار فاطمه  در غم غربت فرزندش</span> <span style="font-size: medium;">فریاد شیون برآورده بود. </span><span style="font-size: medium;">خدای را به قضاوت میخوانم که چه گذشت بر فاطمه؟!</span> <span style="font-size: medium;">آنگاه که در گودال قتلگاه، برای بار سوم فریاد برآورد<span style="font-size: large;">:(یا بنیً</span></span><span style="font-size: medium;">)</span>.</p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-large;">السلام علیک یا اهل البیت النبوًة</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-large;">السلام علیک یا رسول الله، السلام علیک یا حسن بن علی ایًها المجتبی یاابن رسول الله، السلام علیک یا ثارالله، </span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-size: x-large;">یا وجیهان عند الله اشفعی لنا عندالله</span></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/نزول-لاهوت-ان-به-ناسوت">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/نزول-لاهوت-ان-به-ناسوت#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=43435</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>راهکارهای قرآنی برای جلوگیری از بدحجابی و بی حجابی</title>
			<link>https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/راهکارها-قرآن-برا-جلوگ-ر</link>
			<pubDate>12:55:00 +0330 یکشنبه، 17 دی 1391</pubDate>			<dc:creator>قره سوفلو</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">42791@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;۱- ارائه يك چهار چوب صحيح براي پوشش زن&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;2- معرفي افراد محرم و نامحرم در قران كريم در سوره نور (24) آيه 31 ، كه شامل محارم رضاعي نسبي و سببي مي باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;3- آشكار نكردن زينتها&lt;br /&gt;كه در اين باره مي توان گفت كه اسلام دستور به زينت نكردن نداده است بلكه از زينت كه باعث جلوه گري و خودنمائي زن در برابر مردان نامحرم مي شود نهي نموده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قران كريم در اين باره مي فرمايد:&lt;br /&gt;«&amp;#8230; لايبدين زينتهن &amp;#8230;»&lt;br /&gt;زنان زينتهاي خود را آشكار نكنند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;4- تبيين حد و مرز زينت در برابر افراد&lt;br /&gt;كه به سه قسم تقسيم مي شود:&lt;br /&gt;الف: زينت براي غير محارم كه آشكار نكردن زينتهاي پنهان است و نگاه به زينتهاي آشكار در صورتي خالي از اشكال است كه خالي از هر گونه قصد لذت و ريبه باشد اين حد زينت در آيه مباركه الاماظهر منها استثنا شده است و دو قسمت زير با رالالتبعولتهن از دستور لايبدين زينتهن استثنا شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ب: زينت براي شوهر، كه زينت علي الاطلاق مي باشد و شامل تمام بدن مي باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ج- زينت براي ساير محارم&lt;br /&gt;از ابي جعفر عليه السلام وارد شده :&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«واما زينته المحرم فموضع القلاده فما فوقها و الدملج مادونه والخلخال و ما اسفل منه و اما زينه الزوج فالجسد كله»&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قسمت سوم ، مربوط به زينت براي ساير محارم است كه شامل محل گردنبند و بالاي ان، بازوبند و زير ان و خلخال و انچه پائين آن است مي شود. بنابراين بايد به اين مهم توجه داشته باشيم كه از پوشيدن لباس حلقه آستين، دامنهاي كوتاه با پاهاي برهنه و يقه هاي باز بيش از حد متعارف حتي در برابر محارمي به جز شوهر مانند پدر ، برادر عمو و دايي &amp;#8230;. خودداري كنيم و جواز نگاه كردن به زينتهاي باطني زنان ان هم در محدوده اي كه در روايات نقل شده براي محارم غير شوهر به شرطي است كه فسادي در بين نباشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;5- نهي از تبرج مذموم&lt;br /&gt;در قران كريم در اين باره امده است «&amp;#8230; و لاتبرجن تبرج الجاهليه الاولي&amp;#8230;.» منظور از تبرج زنان در جاهليت اولي، جلوه گري زنان در قبل از اسلام بوده است كه در تمامي اين دوران به دليل عدم رعايت دستورات پيامبران زنان دچار چنين معضلي شده كه سبب به وجود آمدن پيامدهاي بد بسياري براي جامعه نيز شده است. در تفسير قمی روايتي باشند كه از امام صادق عليه السلام از پدرش در ذيل آيه &amp;#8230; و لاتبرجن تبرج الجاهليه الاولي &amp;#8230; آمده است و اين است كه «به زودي جاهليت ديگري ميآيد» و در تفسير التبيان آمده است كه منظور از جاهليت اخري زماني است كه مردم همان گونه عمل كنند كه قبل از اسلام عمل مي شده است.&lt;br /&gt;امروز شاهد اين تبرج ها و جلوه گري هاي مذموم هم در مردان و هم در زنان هستيم. در روايات از چنين مرداني با چنين خصوصياتي ياد شده است: يتزينون بزينه المراه لزوجها و يتبرجون تبرج النساء و از چنين زناني اين چنين ياد شده است نسوه كاشفات عاريات متبرجات. من الدين داخلات في الفتن مائلات الي الشهوات مسرعات الي للذات مستحلات للمحرمات جهنم في جهنم خالدات .&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به سایتhijabs.blogfa.com&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/راهکارها-قرآن-برا-جلوگ-ر&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>۱- ارائه يك چهار چوب صحيح براي پوشش زن</p>
<p>2- معرفي افراد محرم و نامحرم در قران كريم در سوره نور (24) آيه 31 ، كه شامل محارم رضاعي نسبي و سببي مي باشد.</p>
<p>3- آشكار نكردن زينتها<br />كه در اين باره مي توان گفت كه اسلام دستور به زينت نكردن نداده است بلكه از زينت كه باعث جلوه گري و خودنمائي زن در برابر مردان نامحرم مي شود نهي نموده است.</p>
<p>قران كريم در اين باره مي فرمايد:<br />«&#8230; لايبدين زينتهن &#8230;»<br />زنان زينتهاي خود را آشكار نكنند</p>
<p>4- تبيين حد و مرز زينت در برابر افراد<br />كه به سه قسم تقسيم مي شود:<br />الف: زينت براي غير محارم كه آشكار نكردن زينتهاي پنهان است و نگاه به زينتهاي آشكار در صورتي خالي از اشكال است كه خالي از هر گونه قصد لذت و ريبه باشد اين حد زينت در آيه مباركه الاماظهر منها استثنا شده است و دو قسمت زير با رالالتبعولتهن از دستور لايبدين زينتهن استثنا شده است.</p>
<p>ب: زينت براي شوهر، كه زينت علي الاطلاق مي باشد و شامل تمام بدن مي باشد.</p>
<p>ج- زينت براي ساير محارم<br />از ابي جعفر عليه السلام وارد شده :</p>
<p>«واما زينته المحرم فموضع القلاده فما فوقها و الدملج مادونه والخلخال و ما اسفل منه و اما زينه الزوج فالجسد كله»</p>
<p>قسمت سوم ، مربوط به زينت براي ساير محارم است كه شامل محل گردنبند و بالاي ان، بازوبند و زير ان و خلخال و انچه پائين آن است مي شود. بنابراين بايد به اين مهم توجه داشته باشيم كه از پوشيدن لباس حلقه آستين، دامنهاي كوتاه با پاهاي برهنه و يقه هاي باز بيش از حد متعارف حتي در برابر محارمي به جز شوهر مانند پدر ، برادر عمو و دايي &#8230;. خودداري كنيم و جواز نگاه كردن به زينتهاي باطني زنان ان هم در محدوده اي كه در روايات نقل شده براي محارم غير شوهر به شرطي است كه فسادي در بين نباشد.</p>
<p>5- نهي از تبرج مذموم<br />در قران كريم در اين باره امده است «&#8230; و لاتبرجن تبرج الجاهليه الاولي&#8230;.» منظور از تبرج زنان در جاهليت اولي، جلوه گري زنان در قبل از اسلام بوده است كه در تمامي اين دوران به دليل عدم رعايت دستورات پيامبران زنان دچار چنين معضلي شده كه سبب به وجود آمدن پيامدهاي بد بسياري براي جامعه نيز شده است. در تفسير قمی روايتي باشند كه از امام صادق عليه السلام از پدرش در ذيل آيه &#8230; و لاتبرجن تبرج الجاهليه الاولي &#8230; آمده است و اين است كه «به زودي جاهليت ديگري ميآيد» و در تفسير التبيان آمده است كه منظور از جاهليت اخري زماني است كه مردم همان گونه عمل كنند كه قبل از اسلام عمل مي شده است.<br />امروز شاهد اين تبرج ها و جلوه گري هاي مذموم هم در مردان و هم در زنان هستيم. در روايات از چنين مرداني با چنين خصوصياتي ياد شده است: يتزينون بزينه المراه لزوجها و يتبرجون تبرج النساء و از چنين زناني اين چنين ياد شده است نسوه كاشفات عاريات متبرجات. من الدين داخلات في الفتن مائلات الي الشهوات مسرعات الي للذات مستحلات للمحرمات جهنم في جهنم خالدات .</p>
<p>برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به سایتhijabs.blogfa.com</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/راهکارها-قرآن-برا-جلوگ-ر">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/راهکارها-قرآن-برا-جلوگ-ر#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=42791</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>نسب انسان</title>
			<link>https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/نسب-انسان</link>
			<pubDate>17:49:00 +0330 جمعه، 15 دی 1391</pubDate>			<dc:creator>قره سوفلو</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">42513@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;نسَب انسان&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;زراره روایت كرده حضرت صادق علیه السلام از من سؤال فرمود كه مردم ابتداء نسل بشر را از ذریه آدم چگونه میدانند؟ عرض كردم: میگویند خداوند به آدم وحى فرمود دخترانش را به پسران خود تزویج كند و اصل مردم از برادر و خواهر اولیه میباشد، فرمود پناه میبرم بخدا از این افتراء و دروغ آیا نعوذ بالله پیغمبران و امامان و مؤمنین از حرام خلق شده‏اند و خداوند نمی توانست آنها را از حلال بیافریند؟! و حال آنكه دو هزار سال پیش از خلقت آدم به قلم امر فرمود جارى شود بر لوح محفوظ و حوادث عالم را تا روز قیامت بنویسد و از جمله چیزهائى كه نوشت حرام بودن تزویج خواهران و برادران و مادران بر فرزندان و سایر محرمات سببى دیگر بود و من خبر دارم كه بعضى از حیوانات كه خواهر خود را نمی شناسند اگر با آنها جمع شدند بعد بر آنان معلوم شود كه با خواهر و یا مادرشان بوده آلت خود را با دندان قطعه قطعه و جدا ساخته و بیهوش شده و هلاك میشوند پس چگونه انسان با هوش و كمال مرتكب این عمل میشود و ما مى‏بینیم كه حرمت آنها در چهار كتاب آسمانى تورات موسى علیه السلام و انجیل عیسى علیه السلام و زبور داود علیه السلام و قرآن محمد صلی الله علیه و آله كه در عالم این كتب مشهورند تصریح شده و چیزى از آنها در این كتب جایز و حلال نیست و اصل این سخنان از مجوسیان كه از پیغمبران و دانشمندان روى بر تافته‏اند میباشد كه به عقیده باطل خود حرف میزنند خدا آنها را بكشد، اى زراره بدان كیفیت ازدیاد نوع بشر از این قرار بود كه براى حضرت آدم حوا هفتاد شكم جفت زائیده در هر بار یك پسر بود یك دختر تا آنكه قابیل برادر خود هابیل را كشت و از شدت تأثر تا پانصد سال ناتوان شد سپس توانائى او برگشت و پس از نزدیكى با حوا خداوند شیث هبة الله را منفردا و به تنهائى به او عطا فرمود و او اول وصى بود كه در روى زمین به این سمت منصوب و به پسران آدم پیغمبرى یافت و بعد از شیث یافث را نیز منفردا به آدم عطا فرمود و چون هر دوى آنها به حد بلوغ رسیدند و مشیت خدا بر آن تعلق گرفت كه نسل بشر را زیاد منتشر گرداند چنانچه در لوح محفوظ او گذشته بود بعد از ظهر روز پنجشنبه حور العینى بنام بركه به زمین نازل و به آدم امر فرمود كه او را به شیث تزویج نماید&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;و فرداى آن روز حور العین دیگرى فرستاد (و در بعضى روایات جنیه‏اى) و امر نمود كه او را به یافث تزویج كند. سپس از شیث پسرى و از یافث دخترى به عرصه وجود آمد و چون آن دو به حد بلوغ رسیدند به آدم وحى رسید دختر یافث را به پسر شیث تزویج نماید و از نسل پاك و حلال شیث و یافث پیغمبران و مؤمنین به وجود آمدند نه از خواهر و برادر آنگاه فرمود؛ اى زراره مردم در كیفیت خلق حوا چه میگویند: عرض كردم میگویند: خداوند حوا را از پهلوى چپ آدم خلق نموده، فرمود پناه میبرم به خدا آیا خداوند توانائى نداشت كه او را ابتداء مانند آدم خلق نماید؟! حرف این مردم سبب میشود كه راهى از براى گفتار متكلمین باز شود كه میگویند آدم با عضوى از بدن خود نكاح كرده، اى زراره بدان كه خداوند حوا را نیز از گل آفرید و او را پیش پاى آدم خمیر نمود و بعد حركتى كرد كه آدم متوجه حركت او شد و چون بسوى او نظر نمود مخلوقى زیبا كه در خلقت شباهت تامى به او داشت دید، به او گفت تو كیستى؟ حوا جواب داد مخلوقى از آفریدگان خدا میباشم آدم گفت پروردگارا این مخلوق نیكو منظر كه در قرب جوار من است كه باشد؟ من از دیدارش بسى مسرورم. فرمود: این كنیز من حوا و مؤنث میباشد آیا میل دارى كه انیس و مونس و فرمانبردار و همزبان تو باشد؟ عرض كرد: بلى، پروردگارا سپاسگزار این نعمت هستم، فرمود: اى آدم چون صلاحیت هم زیستى با تو را دارد او را از من خواستگارى كن، بطورى كه در علم خدا و در لوح محفوظ جارى است و مقدر شده بود، شهوت بر اندام آدم مستولى گردید و رغبت به حوا پیدا كردو از خداوند خواستگار او شد تا رضاى خاطر حق چه باشد خطاب رسید خوشنودى من بر آن است كه احكام دین را به حوا تعلیم كنى، آدم اجراى آن امر را قبول نمود خداوند هم فرمود: من او را به تو تزویج كردم برو به جانب حوا، آدم عرض كرد او به جانب من بیاید، خداوند فرمود: نمیشود، باید تو به جانب او رفته و با او نزدیكى نمائى و اگر آدم به طرف حوا نمیرفت رسم بر این میشد كه زنان به خواستگارى مردان می آمدند، این بود خلقت حوا و ابتداى نسل بشر اى زراره.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حضرت باقر علیه السّلام فرمود: حق تعالى حوّا را از باقى طینت آدم بیافرید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برگرفته از تفسیر جامع ج2 و تفسیر اثنی عشری ج2 و تفسیر البرهان فی تفسیر قرآن د رتفسیر سوره نساء&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/نسب-انسان&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>نسَب انسان</p>
<p>زراره روایت كرده حضرت صادق علیه السلام از من سؤال فرمود كه مردم ابتداء نسل بشر را از ذریه آدم چگونه میدانند؟ عرض كردم: میگویند خداوند به آدم وحى فرمود دخترانش را به پسران خود تزویج كند و اصل مردم از برادر و خواهر اولیه میباشد، فرمود پناه میبرم بخدا از این افتراء و دروغ آیا نعوذ بالله پیغمبران و امامان و مؤمنین از حرام خلق شده‏اند و خداوند نمی توانست آنها را از حلال بیافریند؟! و حال آنكه دو هزار سال پیش از خلقت آدم به قلم امر فرمود جارى شود بر لوح محفوظ و حوادث عالم را تا روز قیامت بنویسد و از جمله چیزهائى كه نوشت حرام بودن تزویج خواهران و برادران و مادران بر فرزندان و سایر محرمات سببى دیگر بود و من خبر دارم كه بعضى از حیوانات كه خواهر خود را نمی شناسند اگر با آنها جمع شدند بعد بر آنان معلوم شود كه با خواهر و یا مادرشان بوده آلت خود را با دندان قطعه قطعه و جدا ساخته و بیهوش شده و هلاك میشوند پس چگونه انسان با هوش و كمال مرتكب این عمل میشود و ما مى‏بینیم كه حرمت آنها در چهار كتاب آسمانى تورات موسى علیه السلام و انجیل عیسى علیه السلام و زبور داود علیه السلام و قرآن محمد صلی الله علیه و آله كه در عالم این كتب مشهورند تصریح شده و چیزى از آنها در این كتب جایز و حلال نیست و اصل این سخنان از مجوسیان كه از پیغمبران و دانشمندان روى بر تافته‏اند میباشد كه به عقیده باطل خود حرف میزنند خدا آنها را بكشد، اى زراره بدان كیفیت ازدیاد نوع بشر از این قرار بود كه براى حضرت آدم حوا هفتاد شكم جفت زائیده در هر بار یك پسر بود یك دختر تا آنكه قابیل برادر خود هابیل را كشت و از شدت تأثر تا پانصد سال ناتوان شد سپس توانائى او برگشت و پس از نزدیكى با حوا خداوند شیث هبة الله را منفردا و به تنهائى به او عطا فرمود و او اول وصى بود كه در روى زمین به این سمت منصوب و به پسران آدم پیغمبرى یافت و بعد از شیث یافث را نیز منفردا به آدم عطا فرمود و چون هر دوى آنها به حد بلوغ رسیدند و مشیت خدا بر آن تعلق گرفت كه نسل بشر را زیاد منتشر گرداند چنانچه در لوح محفوظ او گذشته بود بعد از ظهر روز پنجشنبه حور العینى بنام بركه به زمین نازل و به آدم امر فرمود كه او را به شیث تزویج نماید</p>
<p>و فرداى آن روز حور العین دیگرى فرستاد (و در بعضى روایات جنیه‏اى) و امر نمود كه او را به یافث تزویج كند. سپس از شیث پسرى و از یافث دخترى به عرصه وجود آمد و چون آن دو به حد بلوغ رسیدند به آدم وحى رسید دختر یافث را به پسر شیث تزویج نماید و از نسل پاك و حلال شیث و یافث پیغمبران و مؤمنین به وجود آمدند نه از خواهر و برادر آنگاه فرمود؛ اى زراره مردم در كیفیت خلق حوا چه میگویند: عرض كردم میگویند: خداوند حوا را از پهلوى چپ آدم خلق نموده، فرمود پناه میبرم به خدا آیا خداوند توانائى نداشت كه او را ابتداء مانند آدم خلق نماید؟! حرف این مردم سبب میشود كه راهى از براى گفتار متكلمین باز شود كه میگویند آدم با عضوى از بدن خود نكاح كرده، اى زراره بدان كه خداوند حوا را نیز از گل آفرید و او را پیش پاى آدم خمیر نمود و بعد حركتى كرد كه آدم متوجه حركت او شد و چون بسوى او نظر نمود مخلوقى زیبا كه در خلقت شباهت تامى به او داشت دید، به او گفت تو كیستى؟ حوا جواب داد مخلوقى از آفریدگان خدا میباشم آدم گفت پروردگارا این مخلوق نیكو منظر كه در قرب جوار من است كه باشد؟ من از دیدارش بسى مسرورم. فرمود: این كنیز من حوا و مؤنث میباشد آیا میل دارى كه انیس و مونس و فرمانبردار و همزبان تو باشد؟ عرض كرد: بلى، پروردگارا سپاسگزار این نعمت هستم، فرمود: اى آدم چون صلاحیت هم زیستى با تو را دارد او را از من خواستگارى كن، بطورى كه در علم خدا و در لوح محفوظ جارى است و مقدر شده بود، شهوت بر اندام آدم مستولى گردید و رغبت به حوا پیدا كردو از خداوند خواستگار او شد تا رضاى خاطر حق چه باشد خطاب رسید خوشنودى من بر آن است كه احكام دین را به حوا تعلیم كنى، آدم اجراى آن امر را قبول نمود خداوند هم فرمود: من او را به تو تزویج كردم برو به جانب حوا، آدم عرض كرد او به جانب من بیاید، خداوند فرمود: نمیشود، باید تو به جانب او رفته و با او نزدیكى نمائى و اگر آدم به طرف حوا نمیرفت رسم بر این میشد كه زنان به خواستگارى مردان می آمدند، این بود خلقت حوا و ابتداى نسل بشر اى زراره.</p>
<p>حضرت باقر علیه السّلام فرمود: حق تعالى حوّا را از باقى طینت آدم بیافرید.</p>
<p>برگرفته از تفسیر جامع ج2 و تفسیر اثنی عشری ج2 و تفسیر البرهان فی تفسیر قرآن د رتفسیر سوره نساء</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/نسب-انسان">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/نسب-انسان#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=42513</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>وصال دوباره ی دو عاشق</title>
			<link>https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/وصال-دوباره-دو-عاشق</link>
			<pubDate>21:55:00 +0330 چهارشنبه، 13 دی 1391</pubDate>			<dc:creator>قره سوفلو</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">42457@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;روزی که میخواست ازدواج کند؛ با همسرش شرط کرد که هر روز باید برادرش را ببیند و همه جا با او باشد، و همسرش قبول کرد؛ بی آنکه بداند این عشق تا به کجا ها خواهد کشید. وقتی برادر آهنگ سفر کرد، او هم راهی شد؛ و همراهش دو پسر خود را نیز برد. در تمام سفر همراه برادر بود. در تمام حوادث سفر، دوشادوش برادر ایستادگی کرد، وآن حادثه که نباید اتفاق می افتاد؛افتاد!!!و او از برادر جدا شد. خواهر میدانست که این آخرین سفراست، و میدانست که آخرین دیدار نیست، میدانست که در همین دنیا باز هم برادرش را ملاقات خواهد کرد، اما نمیدانست کجا و چگونه؟ چهل روز پر حادثه گذشت و در این فراق از خواهر جز سایه ای نماند؛ سایه ای که عظمتش کاخی را به لرزه افکند؛ چهلمین روز که شد دوباره خود را در همانجایی دید که آخرین بار برادرش را دیده بود! بوی عطر برادر سوار برنسیم به مشامش رسید. خود را از مرکب به زمین افکند و به جستجوی برادر پرداخت؛ وقتی چشم باز کرد خود را بالای مرقدی یافت.آه! آری برادرش همینجابود!اودوباره به برادرش رسیده بود اما با تفاوتی جانکاه!!! اینبار بجای برادرش خاک مزاربرادر را درآغوش گرفت و شروع به درد دل کرد. و اینگونه بود که دو عاشق بعد از چهل روز جدایی دوباره بهم رسیدند و در جوار هم آرام گرفتند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style=&quot;font-size: x-large;&quot;&gt;السلام علیک یا اباعبدالله الحسین، السلام علیک یا اخت الحسین( اللهم الرزقنا شفاعة الحسین یوم الورود)&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: large;&quot;&gt;نثار شهدای دشت کربلا صلوات&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/وصال-دوباره-دو-عاشق&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>روزی که میخواست ازدواج کند؛ با همسرش شرط کرد که هر روز باید برادرش را ببیند و همه جا با او باشد، و همسرش قبول کرد؛ بی آنکه بداند این عشق تا به کجا ها خواهد کشید. وقتی برادر آهنگ سفر کرد، او هم راهی شد؛ و همراهش دو پسر خود را نیز برد. در تمام سفر همراه برادر بود. در تمام حوادث سفر، دوشادوش برادر ایستادگی کرد، وآن حادثه که نباید اتفاق می افتاد؛افتاد!!!و او از برادر جدا شد. خواهر میدانست که این آخرین سفراست، و میدانست که آخرین دیدار نیست، میدانست که در همین دنیا باز هم برادرش را ملاقات خواهد کرد، اما نمیدانست کجا و چگونه؟ چهل روز پر حادثه گذشت و در این فراق از خواهر جز سایه ای نماند؛ سایه ای که عظمتش کاخی را به لرزه افکند؛ چهلمین روز که شد دوباره خود را در همانجایی دید که آخرین بار برادرش را دیده بود! بوی عطر برادر سوار برنسیم به مشامش رسید. خود را از مرکب به زمین افکند و به جستجوی برادر پرداخت؛ وقتی چشم باز کرد خود را بالای مرقدی یافت.آه! آری برادرش همینجابود!اودوباره به برادرش رسیده بود اما با تفاوتی جانکاه!!! اینبار بجای برادرش خاک مزاربرادر را درآغوش گرفت و شروع به درد دل کرد. و اینگونه بود که دو عاشق بعد از چهل روز جدایی دوباره بهم رسیدند و در جوار هم آرام گرفتند.</p>
<p><span style="font-size: x-large;">السلام علیک یا اباعبدالله الحسین، السلام علیک یا اخت الحسین( اللهم الرزقنا شفاعة الحسین یوم الورود)</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-size: large;">نثار شهدای دشت کربلا صلوات</span></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/وصال-دوباره-دو-عاشق">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/وصال-دوباره-دو-عاشق#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=42457</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>نقش حضرت زینب در حادثه عاشورا3</title>
			<link>https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/نقش-حضرت-ز-نب-در-2</link>
			<pubDate>17:29:00 +0330 یکشنبه، 10 دی 1391</pubDate>			<dc:creator>قره سوفلو</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">42048@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;نتایج و اهداف مبارزاتی حضرت زینب(س)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امام حسین (ع) با اعلام قصد خویش در مورد قیام كه ایستادگی در برابر حكومت فاسد و ضد اسلامی یزید بن معاویه بود، همراه خانواده، برادران، برادرزادگان و تعدادی از عموزادگان به سوی كربلا حركت می نماید. با توجه به این عدّه و عُدّه اگر از بعد ظاهری هم به این قیام توجه می شد، شكست در میدان جنگ حتمی به نظر می رسید. حضرت زینب(س) به عنوان امین امام بخش وسیعی از مسئولیت های امام نسبت به سرپرستی خانواده و امور كاروان را تقبل می كند تا بدین وسیله وقت، نیرو و فكر امام به صورت كامل و همه جانبه فقط در خدمت قیام قرار گیرد. از بعد دیگر، وجود آن حضرت در كاروان، به عنوان اسوه صبر و مقاومت و شهامت برای زنان است. با این اوصاف و بیان انگیزه حضور حضرت زینب (س) دركربلا، موجبات ایجاد وظایفی نیز بر عهده حضرت زینب خواهد بود كه بروز این وظایف در خطبه های حضرت زینب آشكارتر می گردد. درس هایی كه می نتوان از حضرت زینب(س) گرفت:اسوه و الگوی زنان،سعه صدر،اقتدار و صلابت، حضور آگاهانه و همراهی ولایت،حضور مستقل و مقتدرانه،حضور زن در عرصه سیاسی جامعه ،حضور اگاهانه و شجاعانه در صحنه ی نبرد حق و باطلاست كه جای جای این حضور بزرگی جلال روح و عشق بی پایان او به گوهر وجود امام و برادری چون حسین (ع)را نشان می دهد.&lt;br /&gt;حضرت زینب (س)، پس از وقایع عاشورا نقش حساسی را برعهده داشتند، ایشان هم به عنوان قافله سالار كاروان اسرا و هم به عنوان پرستار امام سجاد (ع) نقش آفرینی نمودند و با حفاظت از جان امام سجاد(ع) پرستاری از اهل بیت(ع) و حفاظت و مراقبت از اسرای كربلا، ولایت مداری را به اثبات رساندند. حضرت زینب(س) مؤثرترین نقش را در صیانت از انقلاب امام حسین (ع) و تحریف زدایی و دشمن شناسی داشتند؛ آن جا كه مردم كوفه را خطاب قرار داده و آنان را مورد سرزنش قرار می دهد و به افشای ماهیت دشمن و معرفی جنایات حكومت می پردازد و علل قیام امام حسین(ع) را بازگو می كند، هدف ایشان معرفی حق و رسوایی حكومت وقت و تفهیم جو و شرایط حاكم بر جامعه ی آن روز می باشد. حضرت زینب (س) با این روش ها، بهترین الگو و اسوه برای زنان جامعه ی ما می باشد چرا كه حضور ایشان آگاهانه و در پرتو ولایت مداری تحقق یافت، حضور ایشان در عرصه های مختلف به ویژه عرصه سیاست زنان ما را به سمتی سوق می دهد كه زنان ما علاوه بر فعالیت در خانواده‌، فعالیت در جامعه همراه با رعایت حجاب و عفاف و با حضوری آگاهانه داشته باشند. كه زنان ما در تحقق پیروزی انقلاب اسلامی و به ثمر رسیدن دفاع مقدس الگوپذیری از آن حضرت را به اثبات رساندند.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/نقش-حضرت-ز-نب-در-2&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>نتایج و اهداف مبارزاتی حضرت زینب(س)</p>
<p>امام حسین (ع) با اعلام قصد خویش در مورد قیام كه ایستادگی در برابر حكومت فاسد و ضد اسلامی یزید بن معاویه بود، همراه خانواده، برادران، برادرزادگان و تعدادی از عموزادگان به سوی كربلا حركت می نماید. با توجه به این عدّه و عُدّه اگر از بعد ظاهری هم به این قیام توجه می شد، شكست در میدان جنگ حتمی به نظر می رسید. حضرت زینب(س) به عنوان امین امام بخش وسیعی از مسئولیت های امام نسبت به سرپرستی خانواده و امور كاروان را تقبل می كند تا بدین وسیله وقت، نیرو و فكر امام به صورت كامل و همه جانبه فقط در خدمت قیام قرار گیرد. از بعد دیگر، وجود آن حضرت در كاروان، به عنوان اسوه صبر و مقاومت و شهامت برای زنان است. با این اوصاف و بیان انگیزه حضور حضرت زینب (س) دركربلا، موجبات ایجاد وظایفی نیز بر عهده حضرت زینب خواهد بود كه بروز این وظایف در خطبه های حضرت زینب آشكارتر می گردد. درس هایی كه می نتوان از حضرت زینب(س) گرفت:اسوه و الگوی زنان،سعه صدر،اقتدار و صلابت، حضور آگاهانه و همراهی ولایت،حضور مستقل و مقتدرانه،حضور زن در عرصه سیاسی جامعه ،حضور اگاهانه و شجاعانه در صحنه ی نبرد حق و باطلاست كه جای جای این حضور بزرگی جلال روح و عشق بی پایان او به گوهر وجود امام و برادری چون حسین (ع)را نشان می دهد.<br />حضرت زینب (س)، پس از وقایع عاشورا نقش حساسی را برعهده داشتند، ایشان هم به عنوان قافله سالار كاروان اسرا و هم به عنوان پرستار امام سجاد (ع) نقش آفرینی نمودند و با حفاظت از جان امام سجاد(ع) پرستاری از اهل بیت(ع) و حفاظت و مراقبت از اسرای كربلا، ولایت مداری را به اثبات رساندند. حضرت زینب(س) مؤثرترین نقش را در صیانت از انقلاب امام حسین (ع) و تحریف زدایی و دشمن شناسی داشتند؛ آن جا كه مردم كوفه را خطاب قرار داده و آنان را مورد سرزنش قرار می دهد و به افشای ماهیت دشمن و معرفی جنایات حكومت می پردازد و علل قیام امام حسین(ع) را بازگو می كند، هدف ایشان معرفی حق و رسوایی حكومت وقت و تفهیم جو و شرایط حاكم بر جامعه ی آن روز می باشد. حضرت زینب (س) با این روش ها، بهترین الگو و اسوه برای زنان جامعه ی ما می باشد چرا كه حضور ایشان آگاهانه و در پرتو ولایت مداری تحقق یافت، حضور ایشان در عرصه های مختلف به ویژه عرصه سیاست زنان ما را به سمتی سوق می دهد كه زنان ما علاوه بر فعالیت در خانواده‌، فعالیت در جامعه همراه با رعایت حجاب و عفاف و با حضوری آگاهانه داشته باشند. كه زنان ما در تحقق پیروزی انقلاب اسلامی و به ثمر رسیدن دفاع مقدس الگوپذیری از آن حضرت را به اثبات رساندند.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/نقش-حضرت-ز-نب-در-2">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/نقش-حضرت-ز-نب-در-2#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=42048</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>نقش حضرت زینب در حادثه عاشورا2</title>
			<link>https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/نقش-حضرت-ز-نب-در-1</link>
			<pubDate>15:34:00 +0330 شنبه، 2 دی 1391</pubDate>			<dc:creator>قره سوفلو</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">41193@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;در ماجرای غم انگیز كربلا، آقا اباعبدالله الحسین (ع) وظیفه حفظ و حراست و مراقبت از زنان و كودكان و پرستاری از بیماران را به خواهرش زینب (س) سپرده بود، وقتی كه نازدانه امام حسین (ع) با قلب شكسته و گوش پاره از هوش می رود، این زینب (س) كه سرش را به دامن گرفته و به او آرامش می بخشد. او كه مصایب چون باران بر سرش می بارد و مشكلات چون طوفان او را در بر می گیرد و داغ های پی در پی آزارش می دهد و لحظه ای از وظیفه اش نسبت به «پرستاری و مراقبت» از كاروان اسرا غفلت نمی ورزد. وظیفه زینب (س) در پرستاری از امام سجاد (ع) خلاصه نمی شود. جمعی زن و كودك كه داغدار، گرسنه و تشنه و بی پناه هستند، شدیداً به یك سرپرست نیازمندند و آن فرد كسی جز دختر آزاده زهرا نیست. همه ی اطفال و زنان در هنگامی كه نیاز به كمك پیدا می كردند، پناهشان زینب (س) و هر كدامشان با خشونت و ضرب و شتم دشمنان مواجه می شدند این زینب (س) بود كه حمایتشان می كرد.&lt;br /&gt;امام حسین (ع)، مرشد و مراد زینب (س) بود و زینب همراهی با او را در شرط ازدواجش قرار داده بود. روش امام حسین(ع) و دلداری های او از عوامل توانمندی روحی زینب (س) است. او با جرأت و شهامت به پیش می رود، با گام های محكم حركت می كند، زیرا حسین (ع) به او دلداری داده بود كه خدای به شما كمك و دشمنان شما را مخذول خواهد كرد و بدین گونه است كه زینب (س) در مصائب و كشمكش ها، تألّمات روحی را كنار می گذارد و بر سوز دل مسلط است، می داند، چه كند و چگونه به پیش رود و یا در موضع گیری ها قدرتمندانه و مسلط حركت می كند و راهی را برای داوری های مبهم و فریبكارانه باقی نمی گذارد. در جنگ ها، در مسافرت ها و در مواردی كه انسان حوادث تلخی را در پیش دارد، آنچه از هر چیز برای انسان لازم است، روحیه و دلگرمی است. اگر انسان برای انجام كارهای مهم و حساس روحیه نداشته باشد، آن كار با موفقیت انجام نشد و به نتیجه نخواهد رسید و چه بسا كه با شكست نیز مواجه شود. وجود نازنین حضرت زینب كبری (س) در نهضت حسینی برای همه، به ویژه برای برادرش امام حسین (ع) از این حیث واجد اهمیت بسیار است. امام (ع) با شناختی كه از خواهرش دارد، به خوبی می داند كه او در این آزمون سربلند خواهد بود و اطمینان دارد كه پس از او سالار كاروان بوده و بدون هیچ خطایی آن را تا رسیدن به مقصد نهایی رهبری خواهد كرد. لذا از این جهت هیچ نگرانی ندارد. با وجود این كه امام برای فرزند بیمار و كودكان خردسال خویش نگران است ولی حضور با كفایت شیرزن كربلا، زینب كبری (س)، قوت قلبی برای او می باشد&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/نقش-حضرت-ز-نب-در-1&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در ماجرای غم انگیز كربلا، آقا اباعبدالله الحسین (ع) وظیفه حفظ و حراست و مراقبت از زنان و كودكان و پرستاری از بیماران را به خواهرش زینب (س) سپرده بود، وقتی كه نازدانه امام حسین (ع) با قلب شكسته و گوش پاره از هوش می رود، این زینب (س) كه سرش را به دامن گرفته و به او آرامش می بخشد. او كه مصایب چون باران بر سرش می بارد و مشكلات چون طوفان او را در بر می گیرد و داغ های پی در پی آزارش می دهد و لحظه ای از وظیفه اش نسبت به «پرستاری و مراقبت» از كاروان اسرا غفلت نمی ورزد. وظیفه زینب (س) در پرستاری از امام سجاد (ع) خلاصه نمی شود. جمعی زن و كودك كه داغدار، گرسنه و تشنه و بی پناه هستند، شدیداً به یك سرپرست نیازمندند و آن فرد كسی جز دختر آزاده زهرا نیست. همه ی اطفال و زنان در هنگامی كه نیاز به كمك پیدا می كردند، پناهشان زینب (س) و هر كدامشان با خشونت و ضرب و شتم دشمنان مواجه می شدند این زینب (س) بود كه حمایتشان می كرد.<br />امام حسین (ع)، مرشد و مراد زینب (س) بود و زینب همراهی با او را در شرط ازدواجش قرار داده بود. روش امام حسین(ع) و دلداری های او از عوامل توانمندی روحی زینب (س) است. او با جرأت و شهامت به پیش می رود، با گام های محكم حركت می كند، زیرا حسین (ع) به او دلداری داده بود كه خدای به شما كمك و دشمنان شما را مخذول خواهد كرد و بدین گونه است كه زینب (س) در مصائب و كشمكش ها، تألّمات روحی را كنار می گذارد و بر سوز دل مسلط است، می داند، چه كند و چگونه به پیش رود و یا در موضع گیری ها قدرتمندانه و مسلط حركت می كند و راهی را برای داوری های مبهم و فریبكارانه باقی نمی گذارد. در جنگ ها، در مسافرت ها و در مواردی كه انسان حوادث تلخی را در پیش دارد، آنچه از هر چیز برای انسان لازم است، روحیه و دلگرمی است. اگر انسان برای انجام كارهای مهم و حساس روحیه نداشته باشد، آن كار با موفقیت انجام نشد و به نتیجه نخواهد رسید و چه بسا كه با شكست نیز مواجه شود. وجود نازنین حضرت زینب كبری (س) در نهضت حسینی برای همه، به ویژه برای برادرش امام حسین (ع) از این حیث واجد اهمیت بسیار است. امام (ع) با شناختی كه از خواهرش دارد، به خوبی می داند كه او در این آزمون سربلند خواهد بود و اطمینان دارد كه پس از او سالار كاروان بوده و بدون هیچ خطایی آن را تا رسیدن به مقصد نهایی رهبری خواهد كرد. لذا از این جهت هیچ نگرانی ندارد. با وجود این كه امام برای فرزند بیمار و كودكان خردسال خویش نگران است ولی حضور با كفایت شیرزن كربلا، زینب كبری (س)، قوت قلبی برای او می باشد</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/نقش-حضرت-ز-نب-در-1">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/نقش-حضرت-ز-نب-در-1#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=41193</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>حدیثی از امام کاظم (ع) درباره امام زمان (عج)</title>
			<link>https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/حد-ث-از-امام-کاظم</link>
			<pubDate>22:52:00 +0330 پنجشنبه، 30 آذر 1391</pubDate>			<dc:creator>قره سوفلو</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">41094@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;امام موسی کاظم علیه السلام در مورد امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف فرموده اند: طوبی لشعتنا المتمسکین بحبنا فی غیبه قائمنا الثابتین علی موالاتنا و البراءه من اعدائنا اولئک منا و نحن منهم قد رضوا بنا ائمه و رضینا بهم شیعه و طوبی لهم هم و الله معنا فی درجتنا یوم القیامه:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;خوشا به حال آن شیعیان ما که در غیبت قائم ما به محبت ما تمسک جویند و به ولایت ما استوار، و از دشمنان ما بیزار باشند. آنان از ما و ما از آنان هستیم. ایشان در برابر امامت ما سر تسلیم و رضا نهادند و ما نیز از شیعه بودن آنان راضی و خشنودیم. خوشا بحال آنان، به خدا سوگند که آنان در روز قیامت در درجات ما می‏باشند.&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/حد-ث-از-امام-کاظم&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>امام موسی کاظم علیه السلام در مورد امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف فرموده اند: طوبی لشعتنا المتمسکین بحبنا فی غیبه قائمنا الثابتین علی موالاتنا و البراءه من اعدائنا اولئک منا و نحن منهم قد رضوا بنا ائمه و رضینا بهم شیعه و طوبی لهم هم و الله معنا فی درجتنا یوم القیامه:</p>
<p>خوشا به حال آن شیعیان ما که در غیبت قائم ما به محبت ما تمسک جویند و به ولایت ما استوار، و از دشمنان ما بیزار باشند. آنان از ما و ما از آنان هستیم. ایشان در برابر امامت ما سر تسلیم و رضا نهادند و ما نیز از شیعه بودن آنان راضی و خشنودیم. خوشا بحال آنان، به خدا سوگند که آنان در روز قیامت در درجات ما می‏باشند.</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/حد-ث-از-امام-کاظم">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/حد-ث-از-امام-کاظم#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=41094</wfw:commentRss>
		</item>
				<item>
			<title>من وحدت حوزه و دانشگاهم(من طلبه و دانشجوهستم)</title>
			<link>https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/من-وحدت-حوزه-و-دانشگاهم</link>
			<pubDate>22:41:00 +0330 یکشنبه، 26 آذر 1391</pubDate>			<dc:creator>قره سوفلو</dc:creator>
			<category domain="main">بدون موضوع</category>			<guid isPermaLink="false">40587@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;p&gt;27 آذر مصادف با شهادت آیت الله مفتح  به نام روز وحدت حوزه و دانشگاه نام گذاری شده است. من طلبه سطح 3 ای هستم که در دانشگاه مشغول به تحصیل در مقطع کارشناسی ارشدم. یادم نمیره روزدانشجو همکلاسی طلبه ام چه نکته ای را یادآور شد! وقتی من گفتم امروز روز دانشجوست روز منه، دوستم گفت یادت باشه تو اول طلبه ای! بعد خودش گفت: چرا ما طلبه ها روزی به اسم مان در تقویم نیست؟!!!! واقعا چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به هرحال ما طلبه هایی که دانشجو هم هستیم وظیفه سنگینی داریم. باید یک الگو باشیم، نماد یک طلبه واقعی، و این کار مارو خیلی سخت میکنه! از امام زمان عج الله تعالی فرجه شریف می خواهیم که بهمون کمک کنه تا بتونیم یک طلبه واقعی باشیم.&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt; سلامتی همه طلبه ها مخصوصا طلبه های دانشجو صلوات.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/من-وحدت-حوزه-و-دانشگاهم&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>27 آذر مصادف با شهادت آیت الله مفتح  به نام روز وحدت حوزه و دانشگاه نام گذاری شده است. من طلبه سطح 3 ای هستم که در دانشگاه مشغول به تحصیل در مقطع کارشناسی ارشدم. یادم نمیره روزدانشجو همکلاسی طلبه ام چه نکته ای را یادآور شد! وقتی من گفتم امروز روز دانشجوست روز منه، دوستم گفت یادت باشه تو اول طلبه ای! بعد خودش گفت: چرا ما طلبه ها روزی به اسم مان در تقویم نیست؟!!!! واقعا چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟</p>
<p>به هرحال ما طلبه هایی که دانشجو هم هستیم وظیفه سنگینی داریم. باید یک الگو باشیم، نماد یک طلبه واقعی، و این کار مارو خیلی سخت میکنه! از امام زمان عج الله تعالی فرجه شریف می خواهیم که بهمون کمک کنه تا بتونیم یک طلبه واقعی باشیم.<span style="font-size: medium;"> سلامتی همه طلبه ها مخصوصا طلبه های دانشجو صلوات.</span></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/من-وحدت-حوزه-و-دانشگاهم">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/من-وحدت-حوزه-و-دانشگاهم#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://golhaye-davodi.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=40587</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
